شير على خان لودى
230
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
اندام و كسالت تن و گرانى سمع و بصر و تيرگى لون و كدورت حواسّ و كمى شهوت و توالد اناث . و طبيعت باد صبا معتدل است ، به سردى و ترى مايل و زمان هبوبش از سحرگاه تا آفتاب بلند شدن ، خاصيّتش آنكه خواب آورد و مريض را تندرستى بخشد و لون عارض نيكو گرداند . و طبيعت باد دبور معتدل است ، به گرمى و خشكى مايل و زمان هبوبش از وقت غروب آفتاب است تا پارهاى از شب ، خاصيّتش بر خلاف باد صباست . و از اين بادها ، جنوب بيشتر بارندگى آرد ، و چون هر چهار باد يا بعضى از آن در وزيدن به هم رسند ، حركت هريكى مانع رفتار ديگرى شود ، به هم برآميزند و خاك آن ميان بلند گرديده صورت مناره پيدا كند ، عجم آن را گردباد گويند . امّا كيفيّت حدوث رياح آن باشد كه از تأثير آفتاب دخانها از روى زمين برخيزد ، چون به طبقهء زمهرير رسد ، اگر حرارت آن شكسته گردد متكاثف و ثقيل شود ، بازگردد و در نزول آن هوا تموّج كند ، باد پديد آيد چنان كه در زمستان برودت رياح ظاهر بود ، و اگر حرارت آن بخار زوال نپذيرد تا كرهء نار صعود كند ، كرهء نارى متحرّك است از حركت فلك ، پس حركت دورى او را صدمه زند و به اسفل رد كند ، از حركت آن هوا متموّج گردد ، باد گرم پديد آيد چنانچه در تابستان ، و اللّه أعلم . ذكر جبال - در كتب حكما مسطور است كه چون آب و خاك باهم ممزوج شوند و در خاك لزوجتى باشد ، آفتاب او را سخت كند ، سنگ شود همچنانكه آتش خشت خام را آجر مىكند ، پس هرچه از آن ناپخته و نرم باشد از كثرت تمادى ايّام و ليالى و افراط يبوست و نزول امطار و سنوح زلازل بار ديگر خاك مىگردد ، و آنچه سخت باشد ديرپا بود و ببالد تا بلندى و پستى پيدا شود ، و عبارت از بلندى ، كوه است كه اگر كوه پيدا نشدى زمين متحرّك بودى و به سبب تحرّك زمين اختلال كلّى به حال اكثر مخلوقات راه يافتى . و ديگر فوائد بسيار در وجود جبال نوشتهاند كه تحرير آن موجب تطويل است ، و چون تفصيل كوههاى عالم متعذّر بلكه نامقدور است به فحواى منطوقهء ما لا يدرك كلّه لا يترك كلّه ، آنچه معروفتر و مشهورتر است ياد كرده شود : كوه قاف - در كتاب معجم البلدان مسطور است كه كوه قاف به گرد عالم برآمده از ذروهء او تا آسمان دنيا نيمقامت است و سورهء ق اشاره به آن كوه است ، گويند جرمش از زمرّد است و كبودى هوا از عكس لون اوست و ماوراى آن عالميست كه خلايق فراوانند كه حقيقت حالشان جز خداى تعالى كس نداند ، از اينجاست كه بزرگى فرموده : ما را بهجز اين جسم وجودى دگر است * حق را بهجز اين جهان دگر عالمهاست در عجايب المخلوقات آورده كه پنج كوه در آنجا پيوسته است كه تمامى رگهاى روى زمين بدان تعلّق گرفته ، و چون حق - سبحانه - خواهد كه بر قومى عذاب زلزله فرستد به فرشتهاى كه